مطالب این سایت توسط مدیران این سایت کنترل می شود. و مطابق قوانین کشورمان
ایران است.
لطفا در صورت مشاهده هر گونه تخلف هرچه سریع تر از
این صفحه
گزارش نمایید.
تالار ها: بحث و گفتگو مانند مشاعره.
پاسخ ها: مطرح کردن سوال و دریافت پاسخ، نتیجه گیری و بستن بحث
خواندنی ها: مطالب و مقالات از قبیل شعر، طنز،...
گپ: صحبت خودمانی با موضوع آزاد
لطفا مطلب خود را در قسمت صحیح آن ارسال
نمایید.
جک گنجیشکه
< blood >
Iran ,
تهران
|
| فقط حرفای قشنگ بزن................................. ....................................... ....................! |
|
خدا حافظ
دیگه رفتم...
هر چند که از غروب بدم میاد ولی می خوام واسه یک بار هم که شده غروب کنم
شاید یه روزی برگشتم شایدم هیچ وقت
راستش دل مرده ام . البته شایدم مردم
خسته شدم
از نوشتن
از این کار های تکراری
از خودم
همین!؟
otto == ==================================== یباترین حرفت را بگو چرا که ترانه ما ترانه بیهودگی نیست..
|
|
حذف/گزارش
|
|
|
17:22 - چهارشنبه 19 تير 87 |
|
1 |
2 |
3 |
4 |
5 |
6 |
7 |
8 |
9 |
10 |
11 |
12 |
13 |
14 |
15 |
16 |
17 |
18 |
19 |
20 |
21 |
22 |
23 |
24 |
25 |
26 |
27 |
28 |
29|
فرشید
< my_lost_love >
Iran ,
اصفهان
|
سلام صحرای قدرتمند می سوزد از عشق یکی پر علف که می جنبد و می خندد و دور می شود......... |
|
حذف/گزارش
|
|
فرشید
< my_lost_love >
Iran ,
اصفهان
|
تو قطره بزرگ شبنمی زیر برگ نیلوفر و من قطره ای خرد روی آن! این را شبنم به دریاچه گفت! |
|
حذف/گزارش
|
|
فرشید
< my_lost_love >
Iran ,
اصفهان
|
نیرو به جهان گفت تو از آن منی! جهان او را بر تخت خود به بند کشید |
|
حذف/گزارش
|
|
فرشید
< my_lost_love >
Iran ,
اصفهان
|
عشق به جهان گفت من از آن توام جهان آزادی آشیانه را به او بخشید! |
|
حذف/گزارش
|
|
فرشید
< my_lost_love >
Iran ,
اصفهان
|
به اعصار دیگری می اندیشم! که بر رود زندگی و عشق و مرگ رفته و از یاد رفته اند و من...... آزادی گذشتن و رفتن را احساس می کنم |
|
حذف/گزارش
|
|
ტ§дядტ
< sara_r >
Iran ,
مازندران
|
آن ماه نيست دريچهی تجربه است تا يقين کنی که در فراسوی اين جهازِ شکسته سکان نيز آنچه ميشنوی ساز کجکوکِ سکوت است. تا يقين کني. تنها ماييم ــ من و تو ــ نظارهگانِ خاموش اين خلاء دلافسردهگانِ پادرجای حيران دريچههای انجماد همسفران...... دستادست ايستادهايم حيرانايم اما از ظلمات سرد جهان وحشت نميکنيم نه وحشت نميکنيم............ |
|
حذف/گزارش
|
|
جک گنجیشکه
< blood >
Iran ,
تهران
|
فرشید .................. . . . شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم..! ________________________________ زیباترین حرفت را بگو چرا که ترانه ما ترانه بیهودگی نیست.. |
|
حذف/گزارش
|
|
جک گنجیشکه
< blood >
Iran ,
تهران
|
سارا ....................... . . . وحشت از عشق که نه ترس ما فاصله هاست وحشت از قصه که نه ترس ما خاتمه هاست ترس بيهوده نداريم صحبت از خاطره هاست صحبت از کشتن نا خواستهء عاطفه هاست کوله باريست پر از هيچ .که بر شانهء ماست..! ______________________________ زیباترین حرفت را بگو چرا که ترانه ما ترانه بیهودگی نیست.. |
|
حذف/گزارش
|
|
مسعود
< sedaye_baran >
Iran ,
زنجان
|
. . . . . . . . |
|
حذف/گزارش
|
|
شایان
< shayan33 >
Iran ,
قزوین
|
سلام و من باز گوش میکنم به حرفای قشنگتون |
|
حذف/گزارش
|
|
جک گنجیشکه
< blood >
Iran ,
تهران
|
. . . . پرسیدن عیب نیست ، ندونستن عیبه ! ...مسعود(...) . . . شایان اینم یه سلام با یه چی اضافه------> .. . .__________________________________. ... |
|
حذف/گزارش
|
|
جک گنجیشکه
< blood >
Iran ,
تهران
|
. . . از اسکندر پرسیدند: چرا معلم را بیشتر از پدر احترام میکنی؟ گفت: پدر مرا از ملکوت به زمین آورد و معلم مرا از زمین به ملکوت میبرد..! ________________________________ زیباترین حرفت را بگو چرا که ترانه ما ترانه بیهودگی نیست.. |
|
حذف/گزارش
|
|
سعید
< saeed.77 >
Iran ,
تهران
|
.دمش را به کله اش می کوبد تا شقیقه اش دوشقه شود بی آنکه بداند خواب حلقه’ آتش دیده است عقرب عاشق |
|
حذف/گزارش
|
|
مسعود
< sedaye_baran >
Iran ,
زنجان
|
جک ......................... |
|
حذف/گزارش
|
|
آریا
< pqowieuryt >
Iran ,
تهران
|
عاشق زندگی باش . |
|
حذف/گزارش
|
|
جک گنجیشکه
< blood >
Iran ,
تهران
|
. . . مسعود.. .. . . عاشق زندگی باش..... .. . ____________________________________ دیوانه بمانید ، اما مانند عاقلان رفتار کنید. خطر متفاوت بودن را بپذیرید، اما بیاموزید که بدون جلب توجه متفاوت باشید. |
|
حذف/گزارش
|
|
ტ§дядტ
< sara_r >
Iran ,
مازندران
|
آب از ديار دريا، با مهر مادرانه، آهنگ خاك مي كرد ! برگرد خاك ميگشت گرد ملال او را از چهره پاك مي كرد، از خاكيان، ندانم ساحل به او چه مي گفت كان موج ناز پرورد، سر را به سنگ مي زد خود را هلاك مي كرد ! ..... ...... |
|
حذف/گزارش
|
|
•тãяǎйэ•
< taraneee >
Iran ,
تهران
|
عشق را در نان نمیتوان معنا کرد؛ نان، راهِ گریز ندارد! عشق را در سکه نمیتوان معنا کرد؛ آینهاش روشن نیست! * نان، گاه، ماهِ عشق میشود نان، گاه، راهِ عشق میشود نان، گاه، کهربای عشق میشود * بوی نان به نگاه میپیچد؛ به خنده میپیچد عشقی که بوی نان بدهد دلکشتر است * نان از سرشتِ خون است، نان از سرشتِ مرگ است و ریشههای عشقی را که به واژهها نرسیده باشد میخشکاند * عشق، گاه، به نان که رسید چمدانهایش را باز میکند عشق را اگر بشکافی، معنای جهان دگرگون میشود * هر چه گرسنگی بیشتر باشد نان، جانورتر میشود و عشق، آلودهتر در فراوانیست که دل، موسیقی آسمانیاش را مییابد در فراوانیست که عشق، عشقتر است! * چسبِ نان زود از تن کنده میشود چسبِ نان زود از دل کنده میشود * خوراکِ اصلی عشق، پرواز است! |
|
حذف/گزارش
|
|
1 |
2 |
3 |
4 |
5 |
6 |
7 |
8 |
9 |
10 |
11 |
12 |
13 |
14 |
15 |
16 |
17 |
18 |
19 |
20 |
21 |
22 |
23 |
24 |
25 |
26 |
27 |
28 |
29|
اضافه کردن این بحث در لیست بحث های مورد علاقه شما
انتقال این بحث به دسته دیگر
حذف/گزارش این بحث
برای ارسال پاسخ ابتدا از فرم
سمت چپ صفحه لاگین کنيد.
|
|
|